السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

358

تفسير الميزان ( فارسي )

با شوهران قبلى خود ازدواج كنند . و مراد از اينكه فرمود : * ( « فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ » ) * اين است كه عده شان سرآيد ، چون اگر عده زن مطلقه سر نيامده باشد ، شوهر مىتواند رجوع كند ، هر چند كه أوليا و يا بستگان زن راضى نباشند ، چون قبلا فرمود : * ( « وَبُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ فِي ذلِكَ » ) * ، علاوه بر اينكه جمله « ان ينكحن » ، صريح در ازدواج بعد از عده است ، كه نكاحى جداگانه است ، و اما در داخل عده نكاح نيست ، بلكه رجوع به ازدواج قبلى است . « * ( ذلِكَ يُوعَظُ بِه مَنْ كانَ مِنْكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّه وَالْيَوْمِ الآخِرِ ) * . . . » اين جمله مانند جمله اى است كه قبلا بعد از نهى زنان از كتمان وضع رحمها آمده بود ، و مىفرمود : * ( « وَلا يَحِلُّ لَهُنَّ أَنْ يَكْتُمْنَ ما خَلَقَ اللَّه فِي أَرْحامِهِنَّ إِنْ كُنَّ يُؤْمِنَّ بِاللَّه وَالْيَوْمِ الآخِرِ » ) * و اگر در ميان همه مسائل ازدواج تنها در اين دو مورد فرمود : « اگر به خدا و روز جزا ايمان دارند » يعنى اگر به دين توحيد معتقد هستند ، براى اين بود كه دين توحيد همواره به اتحاد دعوت مىكند نه افتراق و جدايى ، و انبيا براى وصل كردن آمده‌اند نه فصل كردن و جدايى انداختن . و در جمله : * ( « ذلِكَ يُوعَظُ بِه مَنْ كانَ مِنْكُمْ » ) * ، التفاتى از خطاب به جمع در « طلقتم » به خطاب به مفرد « ذلك » ، و دوباره از خطاب به مفرد به خطاب به جمع « منكم » به كار رفته و حال آنكه اصل در اين كلام ، اين بود كه همه جا خطاب را متوجه مجموع اين امت و رسول خدا ( ص ) كند ، اما مىبينيم در غير از جهات احكام ، خطاب را متوجه شخص آن حضرت نموده ، و فرموده : * ( « تِلْكَ حُدُودُ اللَّه فَلا تَعْتَدُوها » ) * ، و يا فرموده : * ( « فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ » ) * و يا فرموده : * ( « وَبُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ فِي ذلِكَ » ) * و يا فرموده : * ( « ذلِكَ يُوعَظُ بِه مَنْ كانَ مِنْكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّه » ) * ، كه در اين چهار مورد با « كاف » خطاب نمود « تلك » و « اولئك » و « ذلك » آورده و مىدانيم كه خطابش به رسول خدا ( ص ) است ، تا قوام خطاب را حفظ نموده ، حال آن كسى را كه ركن در اين مخاطبه هست رعايت كرده باشد ، و ركن مخاطبه در مساله وحى رسول خدا ( ص ) است بدون واسطه ، و عموم مردم هستند با وساطت رسول خدا ( ص ) . و اما خطابهايى كه مشتمل است بر احكام ، همه متوجه مجموع امت است ، و بازگشت حقيقت اين گونه التفات كلامى به توسعه خطاب بعد از تضيق و تضييق آن بعد از توسعه است ، و بايد در آن تدبر شود . « * ( ذلِكُمْ أَزْكى لَكُمْ وَأَطْهَرُ ) * . . . » كلمه زكات كه اسم تفضيل « ازكى » از آن مشتق شده به معناى نمو صحيح و پاك است ، و اما كلمه « طهارت » كه مصدر اسم تفضيل « اطهر » است در معنايش بحث كرديم ، و